تبليغاتX
عکاسی دیجیتالی و خدمات رایانه ای کوثر

عکاسی دیجیتالی و خدمات رایانه ای کوثر

و من هميشه يک آرزو دارم با همين دل و چشم هايم هميشه
نوروز
یامقلب القلوب و الابصار                   یامدبراللیل والنهار

یامحول الحول و الاحوال                   حول حالناالی احسن الحال

پیشاپیش فرارسیدن عیدسعید و باستانی نوروز را به تمامی شماعزیزان و دوستان تبریک میگویم و ازخدای منان سال خوب و خوشی رابرایتان آرزومندم و امیدوارم که سالی پرازخیروبرکت و خوشی و شادی داشته باشید.

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت12:53توسط محمد |
+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت20:3توسط محمد |
+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت20:0توسط محمد |
همیشه منتظر کسی باش که اگه حتی در ساده ترین لباس بودی تو رو به همه نشون بده بگه این همه ی دنیای منه!!!!!!!!!
+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت20:0توسط محمد |
+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت20:0توسط محمد |
+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت20:0توسط محمد |
نان را از من بگیر, اگر می خواهی
هوا را از من بگیر,اما
خنده ات را نه.
خنده ی تو,در پائیز
در کناره ی دریا
موج کف آلوده اش را
باید بر فرازد,
و در بهاران عشق من,
خنده ات را می خواهم
چون گلی که در انتظارش بودم.
نان را, هوا را,روشنی را, بهار را,
از من بگیر
اما خنده ات را هرگز
تا چشم از دنیا نبندم.
+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت20:0توسط محمد |
+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت20:0توسط محمد |

خدايا آنکه در تنهاترين تنهايي هايم تنهاي تنهايم گذاشت
تو در تنهاترين تنهايي هايش تنهايش نگذار!
خدايا سرنوشت من را خير بنويس
تا هرچه را که تو دير مي خواهي زود نخواهم
و هر چه را که تو زود مي خواهي دير نخواهم
خدايا به من ذره اي از رحمت بيکرانت را ببخش
تا بتوانم به آنان که محبتم را تقديمشان کردم و تحقير شدم
آنان که دوستشان داشتم و دشمنم داشتند
و آنان که در حقم ظلم کرده اند را ببخشم
خدايا به من قلبي ده که دوست داشته باشم هر آنچه آفريده توست!

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت20:0توسط محمد |
برای اثبات بهترین بودنت,
چند رای باید خرید
تا انتخابات قلب تو عادلانه برگزار شود!!

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت20:0توسط محمد |
اگه سبزم اگه جنگل
اگه ماهی اگه دریا
اگه اسمم همه جا هست
روی لبها تو کتابها
اگه رودم رود گنگم
مثل بودا اگه پاک
اگه نوری به صلیبم
اگه گنجی زیر خاک
واسه تو قد یه برگم ,پیش تو راضی به مرگم
اگه پاکم مثل معبد
اگه عاشق مثل هندو
مثل بندر واسه قایق
واسه قایق مثل پارو
اگه عکس چهل ستونم
اگه شهری بی حساب
واسه آرش تیر آخر
واسه جاده یه سوار
واسه تو قد یه برگم,پیش تو راضی به مرگم
اگه قیمتی ترین سنگ زمینم
توی تابستون دستای تو برفم
اگه حرفهای قشنگ هر کتابم
برای اسم تو چند تا دونه حرفم
اگه سیلم پیش تو قد یه قطره
اگه کوهم پیش تو قد یه سوسن
اگه تن پوش بلند هر درختم
پیش تو اندازه ی دکمه ی پیرهن
واسه تو قد یه برگم ,پیش تو راضی به مرگم
اگه تلخی مثل مثل نفرین
اگه تندی مثل رگبار
اگه زخمی , زخم کهنه
بغض یک در رو به دیوار
اگه جام شوکرانی
تو عزیزی مثل اب
اگه ترسی, اگه وحشت
مثل مردن توی خواب
واسه تو قد یه برگم
پیش تو راضی به مرگم

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت20:0توسط محمد |
من هر روز در تلاشم تا خاطرم بماند,
و تو هر شب دعا میکنی
که فراموش کنی!
خاطراتمان چه بلاتکلیف اند!!!
+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت20:0توسط محمد |

رفتنت را ديدم
تو به من خنديدي
آتش برق نگاهت دل من آتش زد
و مرا در پس يک بغض غريب
در ميان برهوتي تاريک
پشت يک خاطره سرد و تهي
با دلي سنگ رهايم کردي
و تو بي آنکه نگاهي بکني به دل خسته و آزرده من
رفتنت را ديدم
تا به آنجا که نگاهم سو داشت
و تو در آخر اين قصه تلخ محو شدي
باورم نيست که ديگر رفتي
اشک من بدرقه راهت باد

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت20:0توسط محمد |
دوست داشتن
 
+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت20:0توسط محمد |
+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت20:0توسط محمد |

زندگی را از تو نام برده اند !
ز : زاویه نگاه تو
ن : نوای کلام تو
د : درگاه ابروی تو
گ : گیسوی پریشان تو
ی : یعنی تو

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت20:0توسط محمد |
میگن خدا ابرهارو به گریه میندازه که گلها بخندند ، پس هر وقت گریه کردم ناراحت نیستم چون میدونم تو داری میخندی
+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت20:0توسط محمد |
می نویسم « د ی د ار » تو اگر بی من و دلتنگ منی ... یك به یك فاصله ها را بردار
+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت20:0توسط محمد |
کامپیوترزن است یا مرد
اینهم نوشتم امیدوارم خوشتون بیاد

استاد زبان فرانسه در کلاس درس درموردمونث یامذکربودن اسمها توضیح می داد که پرسید:

کامپیوترمونث است یا مذکر؟

کلیه دانشجویان دختر جنس رایانه را به دلایل زیر مرد اعلام کردند:

۱- وقتی به آن عادت می کنیم بدون آن قادر به انجام کاری نیستیم.

۲- باآنکه داده های زیادی دارند نادانند.

۳- قرار است که مشکلات را حل کنند ولی در بیشتر اوقات معضل اصلی خودشانند.

۴- همین که پایبند یکی از آنان شدید متوجه می شوید که اگر صبر کرده بودید مورد بهتری نصیبتان می شد.

کلیه دانشجویان پسر جنس رایانه را به دلایل زیر زن اعلام کردند:

۱- بغیرازخالق آنها کسی از منطق درونی آنها سر در نمی آورد.

۲- کسی از زبان ارتباطی بین آنها سردر نمی آورد.

۳- کوچکترین اشتباهات را در حافظه دراز مدت خود ذخیره می کنند تا بعدها تلافی کنند.

۴- همین که پایبند یکی از آنهاشدید باید تمام پولتان را صرف خرید لوازم جانبی آنها بکنید.

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت20:0توسط محمد |
شجاعت هميشه فرياد زدن نيست . گاهي صداي آراميست كه در انتهاي روز ميگويد : فردا دوباره تلاش خواهم كرد
+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت20:0توسط محمد |
ابر بارنده به دريا مي گفت: من نبارم توکجا دريايي؟! در دلش خنده کنان دريا گفت: ابر بارنده تو خود از مايي
+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت20:0توسط محمد |
+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت20:0توسط محمد |

روزگار غریبی ست, من تو را دوست دارم...تو دیگری را...دیگری مرا...و در این میان همه تنهاییم.

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت20:0توسط محمد |

نخ داخل شمع از شمع پرسيد : چرا وقتي من ميسوزم تو آب ميشي..؟شمع جواب داد مگه ميشه كسي كه تو قلبمه بسوزه و من اشك نريزم.

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت20:0توسط محمد |

سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن ‏بگيري...خيلي سخته که روز تولدت همه بهت تبريک بگن جز اونيکه فکر مي کني به خاطرش زنده اي...خيلي سخته که غرورت رو ‏به خاطر يه نفر بشکني بعد بفهمي که دوست نداره‎ .

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت20:0توسط محمد |

گفت فرق رويا با آرزو چيست ؟ گفتم آرزو يک حقيقت نزديک است ولي رويا يک آرزوي شيرين دست نيافتني . گفت من رويا هستم يا آرزو؟ گفتم رويایی که به حقيقت پيوستن آن يک آرزوي شيرين است.

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت20:0توسط محمد |
تنهایی

بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است و تنهایی من شبیخون حجم ترا پیش بینی نمیکرد و خاصیت عشق اینست.

+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت10:3توسط محمد |
    

انسان به این امید زنده است وگرنه لحظه ای بیش نیست

دوست دارم از غم دنیا آزادت کنم - لحظه ای بنشینم کنارت تا دمی شادت کنم

                                             چون شدی دور از من گیرم سراغت هر کجا

                                             گر نبینم تورا بنشینم و یادت کنم

زنگی خالی نیست - مهربان است - عرفان است - سیب است

                 آری تا شقایق هست باید زندگی کرد.

ای بی وفا رسم وفا از غم بیاموز چرا که غم با همه بی مهریش هر شب به ما سر میزند.

+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت10:3توسط محمد |

در بازی دل نگاه من دست تو بود

هر برگ دلم شکسته پابست تو بود

من شاه دلم را به زمین انداختم

اما چه کنم که تک دل دست تو بود.

+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت10:3توسط محمد |
وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغ ها میکند پرهایش سفید می ماند ولی قلبش سیاه می شود و دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است.
+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت10:3توسط محمد |
من از برگ های اقاقیا تابوت کوچکی خواهم ساخت برای گل سرخی که بی هنگام میمیرد در سوگ گل سرخ کسی اشک نمیریزد تنها اسمان است که میگرید.
+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت10:3توسط محمد |
هیچ کس نمیتونه به دلش یاد بده که نشکنه ولی من حداقل میتوانم به دلم یاد بدم که وقتی شکست با لبه های تیزش دست اونی رو که شکسته نبره.
+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت10:3توسط محمد |
کهنه فروش داد میزد.................اسباب کهنه می خریم .................چراغ شکسته

می خریم ..............بی اختیار داد زدم....................کهنه فروش قلب شکسته می خری

+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت10:3توسط محمد |

پروانه صفت چشم به تو دوخته بودم
تا تو خبردار شدی سوخته بودم
خاکستر عمرم به سر شمع فرو ریخت
این بود وفایی که من آموخته بودم

+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت10:3توسط محمد |
به دیدارم بیا هر شب

دراین تنهایی تنها و تاریک خدامانند

دلم تنگ است.

بیاای روشن ای روشن تر از لبخند

شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهیها دلم تنگ است

بیا ای همگناه من دراین دراین برزخ.بهشتم نیز وهم دوزخ.

شب افتادست و من تنها و تاریکم و در ایوان و در تالاب من دیریست در خوابند

پرستوهاو ماهیهاو آن نیلوفر آبی بیا ای مهربان با من

بیا ای یاد مهتابی

+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت10:3توسط محمد |

با سلام به شما دوست عزیز به وبلاگ من خوش آمديد امیدوارم مطالب این وبلاگ مورد پسندشما واقع شود فقط نظر يادتون نره عكاسي ديجيتالي و خدمات رايانه اي كوثر با مديريت سيد محمد حسيني مقدم تلفن تماس 03526772083 &09132504451