یامحول الحول و الاحوال حول حالناالی احسن الحال

پیشاپیش فرارسیدن عیدسعید و باستانی نوروز را به تمامی شماعزیزان و دوستان تبریک میگویم و ازخدای منان سال خوب و خوشی رابرایتان آرزومندم و امیدوارم که سالی پرازخیروبرکت و خوشی و شادی داشته باشید.
همیشه منتظر کسی باش که اگه حتی در ساده ترین لباس بودی تو رو به همه نشون بده بگه این همه ی دنیای منه!!!!!!!!!
هوا را از من بگیر,اما
خنده ات را نه.
خنده ی تو,در پائیز
در کناره ی دریا
موج کف آلوده اش را
باید بر فرازد,
و در بهاران عشق من,
خنده ات را می خواهم
چون گلی که در انتظارش بودم.
نان را, هوا را,روشنی را, بهار را,
از من بگیر
اما خنده ات را هرگز
تا چشم از دنیا نبندم.
خدايا آنکه در تنهاترين تنهايي هايم تنهاي تنهايم گذاشت
تو در تنهاترين تنهايي هايش تنهايش نگذار!
خدايا سرنوشت من را خير بنويس
تا هرچه را که تو دير مي خواهي زود نخواهم
و هر چه را که تو زود مي خواهي دير نخواهم
خدايا به من ذره اي از رحمت بيکرانت را ببخش
تا بتوانم به آنان که محبتم را تقديمشان کردم و تحقير شدم
آنان که دوستشان داشتم و دشمنم داشتند
و آنان که در حقم ظلم کرده اند را ببخشم
خدايا به من قلبي ده که دوست داشته باشم هر آنچه آفريده توست!
چند رای باید خرید
تا انتخابات قلب تو عادلانه برگزار شود!!
اگه سبزم اگه جنگلاگه ماهی اگه دریا
اگه اسمم همه جا هست
روی لبها تو کتابها
اگه رودم رود گنگم
مثل بودا اگه پاک
اگه نوری به صلیبم
اگه گنجی زیر خاک
واسه تو قد یه برگم ,پیش تو راضی به مرگم
اگه پاکم مثل معبد
اگه عاشق مثل هندو
مثل بندر واسه قایق
واسه قایق مثل پارو
اگه عکس چهل ستونم
اگه شهری بی حساب
واسه آرش تیر آخر
واسه جاده یه سوار
واسه تو قد یه برگم,پیش تو راضی به مرگم
اگه قیمتی ترین سنگ زمینم
توی تابستون دستای تو برفم
اگه حرفهای قشنگ هر کتابم
برای اسم تو چند تا دونه حرفم
اگه سیلم پیش تو قد یه قطره
اگه کوهم پیش تو قد یه سوسن
اگه تن پوش بلند هر درختم
پیش تو اندازه ی دکمه ی پیرهن
واسه تو قد یه برگم ,پیش تو راضی به مرگم
اگه تلخی مثل مثل نفرین
اگه تندی مثل رگبار
اگه زخمی , زخم کهنه
بغض یک در رو به دیوار
اگه جام شوکرانی
تو عزیزی مثل اب
اگه ترسی, اگه وحشت
مثل مردن توی خواب
واسه تو قد یه برگم
پیش تو راضی به مرگم
و تو هر شب دعا میکنی
که فراموش کنی!
خاطراتمان چه بلاتکلیف اند!!!
رفتنت را ديدم
تو به من خنديدي
آتش برق نگاهت دل من آتش زد
و مرا در پس يک بغض غريب
در ميان برهوتي تاريک
پشت يک خاطره سرد و تهي
با دلي سنگ رهايم کردي
و تو بي آنکه نگاهي بکني به دل خسته و آزرده من
رفتنت را ديدم
تا به آنجا که نگاهم سو داشت
و تو در آخر اين قصه تلخ محو شدي
باورم نيست که ديگر رفتي
اشک من بدرقه راهت باد
زندگی را از تو نام برده اند !![]()
ز : زاویه نگاه تو
ن : نوای کلام تو
د : درگاه ابروی تو
گ : گیسوی پریشان تو
ی : یعنی تو
استاد زبان فرانسه در کلاس درس درموردمونث یامذکربودن اسمها توضیح می داد که پرسید:
کامپیوترمونث است یا مذکر؟
کلیه دانشجویان دختر جنس رایانه را به دلایل زیر مرد اعلام کردند:
۱- وقتی به آن عادت می کنیم بدون آن قادر به انجام کاری نیستیم.
۲- باآنکه داده های زیادی دارند نادانند.
۳- قرار است که مشکلات را حل کنند ولی در بیشتر اوقات معضل اصلی خودشانند.
۴- همین که پایبند یکی از آنان شدید متوجه می شوید که اگر صبر کرده بودید مورد بهتری نصیبتان می شد.
کلیه دانشجویان پسر جنس رایانه را به دلایل زیر زن اعلام کردند:
۱- بغیرازخالق آنها کسی از منطق درونی آنها سر در نمی آورد.
۲- کسی از زبان ارتباطی بین آنها سردر نمی آورد.
۳- کوچکترین اشتباهات را در حافظه دراز مدت خود ذخیره می کنند تا بعدها تلافی کنند.
۴- همین که پایبند یکی از آنهاشدید باید تمام پولتان را صرف خرید لوازم جانبی آنها بکنید.
روزگار غریبی ست, من تو را دوست دارم...تو دیگری را...دیگری مرا...و در این میان همه تنهاییم.
نخ داخل شمع از شمع پرسيد : چرا وقتي من ميسوزم تو آب ميشي..؟شمع جواب داد مگه ميشه كسي كه تو قلبمه بسوزه و من اشك نريزم.![]()
سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري...خيلي سخته که روز تولدت همه بهت تبريک بگن جز اونيکه فکر مي کني به خاطرش زنده اي...خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني بعد بفهمي که دوست نداره .
گفت فرق رويا با آرزو چيست ؟ گفتم آرزو يک حقيقت نزديک است ولي رويا يک آرزوي شيرين دست نيافتني . گفت من رويا هستم يا آرزو؟ گفتم رويایی که به حقيقت پيوستن آن يک آرزوي شيرين است.
بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است و تنهایی من شبیخون حجم ترا پیش بینی نمیکرد و خاصیت عشق اینست.
انسان به این امید زنده است وگرنه لحظه ای بیش نیست
دوست دارم از غم دنیا آزادت کنم - لحظه ای بنشینم کنارت تا دمی شادت کنم
چون شدی دور از من گیرم سراغت هر کجا
گر نبینم تورا بنشینم و یادت کنم
زنگی خالی نیست - مهربان است - عرفان است - سیب است
آری تا شقایق هست باید زندگی کرد.
ای بی وفا رسم وفا از غم بیاموز چرا که غم با همه بی مهریش هر شب به ما سر میزند.
در بازی دل نگاه من دست تو بود
هر برگ دلم شکسته پابست تو بود
من شاه دلم را به زمین انداختم
اما چه کنم که تک دل دست تو بود.
می خریم ..............بی اختیار داد زدم....................کهنه فروش قلب شکسته می خری![]()
پروانه صفت چشم به تو دوخته بودم
تا تو خبردار شدی سوخته بودم
خاکستر عمرم به سر شمع فرو ریخت
این بود وفایی که من آموخته بودم
دراین تنهایی تنها و تاریک خدامانند
دلم تنگ است.
بیاای روشن ای روشن تر از لبخند
شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهیها دلم تنگ است
بیا ای همگناه من دراین دراین برزخ.بهشتم نیز وهم دوزخ.
شب افتادست و من تنها و تاریکم و در ایوان و در تالاب من دیریست در خوابند
پرستوهاو ماهیهاو آن نیلوفر آبی بیا ای مهربان با من
بیا ای یاد مهتابی


