
بازهم جمعه تموم شدو بازنیومدی ...
اما من امیدمو ازدست نمیدم ...
خستگان عشق راایام درمان خواهد آمد
صبرکن یافاطمه مهدیت باشیشه ی دارو و درمان خواهد آمد

متهم:عشق
عشق محکوم به تبعید به دورترین نقطه ی مغز شده بود
یعنی فراموشی!
قلب تقاضای عفو عشق را داشت ولی همه اعضا با او مخالف بودند
قلب شروع کرد به طرفداری از عشق:
آهای چشم مگر تو نبودی که در آرزوی دیدنش بودی
و تو ای گوش که همیشه آرزوی شنیدن صدایش را داشتی
و شما پاها که همیشه آماده رفتن به سویش بودید
حالا چرا این چنین با او مخالفید؟
همه اعضا روی برگرداندند و به نشانه ی اعتراض جلسه را ترک کردند
ولی من متحیرم که با وجودی که عشق بیشتر از همه تو را آزرده
چرا هنوز از او حمایت می کنی ؟!
قلب نالید؛که من بدون وجود عشق دیگر نخواهم بود
و تنها تکه گوشتی هستم که هر ثانیه کار ثانیه قبل را تکرار می کند
و فقط با عشق می توانم یک قلب واقعی باشم
پس همیشه از او حمایت خواهم کرد...
شكوفه هاى صورتى هديه ی مهربونيهات
دارو ندارم يه دله،اونم فداى خندهات
امروز جمعه و متعلق به آقا و مولامون حجت ابن الحسن المهدی
بعد از چندوقتی که نبودم آپ جدیدمو به آقام مهدی صاحب زمان اختصاص دادم
ان شاالله یه روز بیاد و غبارغم و اندوه و ...ازچهره ی همه ی مسلمانان جهان پاک کنه
چندوقتیه که دل و دماغ آپ کردن نداشتم یعنی تصمیم گرفته بودم دیگه اینترنت وصل نشوم (چون یاد
چیزی می افتادم که تا اون موقع برام لذت بود ولی بعدش شده بود آینه ی دق من خداعوضش بده...)
ولی از امروز سعی می کنم هفته ای یکبار حتما بهتون سربزنم
از کلیه دوستانی که برام کامنت گذاشته بودند و من بهشون سرنزدم معذرت خواهی می کنم
ان شاالله جبران می کنم ...


